

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۳۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۸
ملولان همه رفتند در خانه ببندید
بر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید
به معراج برآیید چو از آل رسولید
رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید
چو او ماه شکافید شما ابر چرایید
چو او چست و ظریفست شما چون هلپندید
ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه
چو فرهاد و چو شداد دمی کوه نکندید
چو مه روی نباشید ز مه روی متابید
چو رنجور نباشید سر خویش مبندید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی وضعیت روحی و معنوی انسانها میپردازد و به آنها توصیه میکند که از قید و بندهای ملالآور رها شوند. او به مقایسهٔ انسانها با فرهاد و شداد میپردازد و میگوید که نباید به ترس از مشکلات در زندگی توجه کنند. مولانا دعوت میکند که به معراج معنوی دست یابند و از زیباییهای عالم غفلت نکنند. او بر لزوم شجاعت در رویارویی با چالشها تأکید کرده و میگوید که باید با شمع عشق، دل و جان را بسوزانند. در نهایت، او اشاره میکند که کلید سعادت همان یار واقعی است که باید در جستجوی آن بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
