

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۵۱
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۱
مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد
آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور
از نفخه او دمدمه صور برآمد
در هاون اقبال عنایت گهری کوفت
صد دیده حق بین ز دل کور برآمد
از تف بهاری چه خبر یافت دل خاک
کز خاک سیه قافله مور برآمد
از بحر عسلهاش چه دید آن دل زنبور
با مشک عسل گله زنبور برآمد
در مخزن او کرم ضعیفی به چه ره یافت
کز وی خز و ابریشم موفور برآمد
