

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۵۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵۴
هر نکته که از زهر اجل تلختر آید
آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید
در چاه زنخدان تو هر جان که وطن ساخت
زود از رسن زلف تو بر چرخ برآید
هین توشه ده از خوشه ابروی ظریفت
زان پیش که جان را ز تو وقت سفر آید
از دعوت و آواز خوشت بوی دل آید
لبیک زنم نفخه خون جگر آید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تاثیر زیبایی و جذابیت معشوق در زندگی انسان میپردازد. او میگوید که هر چه تلخ و ناآسا باشد، با عشق و محبت معشوق شیرینتر میشود. زیبایی معشوق، گویا جانها را به سوی خود میکشاند و در این میان، شاعر از تاثیرات جانسوز عشق و دعوت او سخن میگوید. در نهایت، احساس شیفتگی و تمایل به پیوستن به این زیبایی و عشق را بیان میکند و از دلتنگیاش در آستانهی جدایی مینالد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
