

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۶۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۵
خنک جانی که او یاری پسندد
کز او دوریش خود صورت نبندد
تو باشی خنده و یار تو شادی
که بیشادی دهان کس نخندد
تو باشی سجده و یار تو تعظیم
که بیتعظیم هرگز سر نخنبد
تو باشی چون صدا و یار غارت
چو آوازی به نزد کوه و گنبد
تو آدینه بوی او وقت خطبه
نه ز آدینه جدا چون روز شنبد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف وابستگی عمیق و خوشایند میان یار و عاشق پرداخته است. در اینجا، شاعر به اهمیت وجود یار اشاره میکند و میگوید که شادی و خنده در حضور او معنا مییابد. همچنین بر تعظیم و ارزشهای معنوی تأکید شده و نشان میدهد که بدون این تعاملات، زندگی بیمعناست. شاعر به تفکرات و خیالهای خوشایند اشاره میکند و چالشها و دردهای ناشی از جدایی را نیز یادآوری میکند. در نهایت، او به اهمیت سکوت و گوش دادن به آموختهها در این روابط اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
