

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۶۹۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۴
آن کز دهن تو رنگ دارد
انصاف که رزق تنگ دارد
وان کس که جدل ببست با تو
با عمر عزیز جنگ دارد
ماهی که بیافت آب حیوان
بر خشک چرا درنگ دارد
در آینه عکس قیصر روم
گر نیست بدانک زنگ دارد
در قدس دلت چو خوک دیدی
ملک قدست فرنگ دارد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا به بررسی صفات و ویژگیهای انسانی میپردازد و نسبت به جدل و نزاع میان افراد هشدار میدهد. او به این نکته اشاره میکند که فردی که با حقیقت و انصاف فاصله دارد، در واقع با عمر خود هم جنگ دارد. در ادامه، به دلمشغولیها و آرزوهای نامناسب انسانها اشاره میکند که باعث میشود از زیباییها و حقیقت دور بمانند. مولانا بهصورت استعاری از عناصر مختلف طبیعت و حیات استفاده میکند تا نشان دهد که در این جهان هر فرد باید به خود و روح خود توجه کند و از چیزهای زودگذر و بیارزش دوری کند. او همچنین به اهمیت خاموشی و کاستن از غرور و جاهطلبی اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
