

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۰۰
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۰
آن خواجه خوش لقا چه دارد
آیینهاش از صفا چه دارد
هان تا نروی تو در جوالش
رختش بطلب که تا چه دارد
اندر سخنش کشان و بو گیر
کز بوی می بقا چه دارد
در گلشن ذوق او فرورو
کز نرگس و لالهها چه دارد
هر چند کز انبیا بلافید
از گوهر انبیا چه دارد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به جستجوی حقیقت و عمق وجود میپردازد و از محبوبی خاص سخن میگوید که در نظرش بسیار باصفا و دلنواز است. او از شنونده میخواهد که به نیروی کلام آن خواجه توجه کند و از زیباییها و خصوصیات او آگاه شود. در عین حال، بر این نکته تأکید دارد که انسان باید نسبت به معنای عمیق و چگونگی ارتباط با خداوند و چیزهای واقعی زندگی خود دقت کند. شاعر همچنین به ناپایداری دنیا و ارزشهای ظاهری اشاره میکند و بر اهمیت توجه به حقیقت و خلوص الهی تأکید میورزد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
