

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۰۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۷
آن یوسف خوش عذار آمد
وان عیسی روزگار آمد
وان سنجق صد هزار نصرت
بر موکب نوبهار آمد
ای کار تو مرده زنده کردن
برخیز که روز کار آمد
شیری که به صید شیر گیرد
سرمست به مرغزار آمد
دی رفت و پریر نقد بستان
کان نقد خوش عیار آمد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تمجید از لحظهای خاص و فوقالعاده میپردازد که در آن، حضور یک شخصیت معنوی و زیبا مانند یوسف و عیسی حس میشود. حالوهوای این روز بهاری و عیدانه است و دلها شاداب و بیقرارند. شاعر از عشق و نیروهایی که در این روز جاریاست میگوید و به مخاطب میآورد که این لحظات پرخیر و برکت، نیاز به بیداری و شوق دارند. او همچنین از چالشهای زندگی و حرص انسانها یاد میکند و به امید نقدی بهتر و پیوند با عشق و حقیقت اشاره میکند. در انتها، شاعر از انسانها میخواهد که با دل گشاده به این جوهرههای معنوی روی آورند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
