

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۷۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۳
سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد
به مثال ساقیان او به سبو و ساغر آمد
نه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدم
که هزار موج باده به دماغ من برآمد
بگشاد این دماغم پر و بال بینهایت
که به آفتاب ماند که به ماه و اختر آمد
به مبارکی و شادی چو جمال او بدیدم
ز جمال او دو دیده ز دو کون برتر آمد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جذبه الهی میپردازد که همچون سحر و جادو بر جان او تأثیر گذاشته است. زیبایی معشوق، او را به عرش اعلی میبرد و حالتی از شگفتی و خرسندی در او ایجاد میکند. او به شدت تحت تأثیر جمال یار قرار گرفته و این احساس به گونهای او را دگرگون میکند که فراتر از جهان مادی احساس آزادی و بالندگی میکند. در نهایت، شاعر به نوعی عشق و شادی عمیق اشاره دارد که از دیدن این زیبایی به او منتقل شده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
