

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۸۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۵
ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند
و نه زان مُفلِسَکان که بُزِ لاغر گیرند
ما از آن سوختگانیم که از لذّت سوز
آب حیوان بِهِلند و پیِ آذر گیرند
چو مه از روزنِ هر خانه که اندر تابیم
از ضیا شبصفتان جمله رهِ در گیرند
ناامیدان که فلک ساغرِ ایشان بشکست
چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند
آن که زین جرعه کِشد جمله جهانش نکِشد
مگر او را به گلیم از برِ ما برگیرند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال و هوای عاشقان و سوختگان عشق میپردازد. آنها نه از محتشمانند که در پی لذتهای دنیویاند و نه از مفلسان که از سر ناچاری به سراغ باده میروند. عاشقان واقعی، در پی سوز و گداز عشق، از لذتهایی که به دست میآورند، بهرهمند میشوند. شاعر بر این باور است که در این مجلس عشق، تنها دلهای خالص میتوانند درک واقعی عشق را داشته باشند و عقل را باید کنار گذاشت، زیرا در این فضا تنها احساس و عشق حاکم است. در این شعر، میان عشق و دیوانگی، به آرامش و جدیت دو دلی پرداخته میشود و تأکید بر مقام بالای عشق و عشقورزی است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
