

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۷۹۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۴
هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد
همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد
زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است
شیردل کی بود آن کو ز جگر بگریزد
دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر
طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد
پشه باشد که به هر باد مخالف برود
دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد
هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند
صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این غزل، مولانا با تأکید بر پیوند عمیق افراد با عشق و اتصال به حقیقت، میگوید که هر کس از جمع عاشقان و حلقهی معنوی بگریزد، در حقیقت از مشاهده و درک عمیق زندگی نیز دور میشود. او به تشبیهات مختلف اشاره میکند، از جمله قلبی که شبیه طوطی است و در جستجوی شکر عشق است، و همچنین اشاره به مشکلاتی که کسانی با فرار از واقعیت مواجه میشوند. مولانا بر این نکته تأکید میکند که گریختن از مرگ یا قضاوت خداوند چیزی جز دوری از واقعیت نیست و تنها درک عاشقانه و متصل به حقیقت، انسان را به سعادت میرساند. در نهایت، او هشدار میدهد که نباید به دنبال آنچه که ارزش ندارد، رفت، چرا که تمامی چیزها در نهایت به بیداری دست پیدا میکنند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
