

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۸۴۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۴۲
آن ماه کو ز خوبی بر جمله میدواند
ای عاشقان شما را پیغام میرساند
سوی شما نبشت او بر روی بنده سطری
خط خوان کیست این جا کاین سطر را بخواند
نقشش ز زعفران است وین سطر سر جانست
هر حرف آتشی نو در دل همینشاند
کنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقی
لیک او گرفته حلقی ما را همیکشاند
بی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطان
چوگان زلف ما را این سو همیدواند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به تجلی عشق و زیبایی اشاره دارد و ماهی زیبا را به عنوان نماد عشق معرفی میکند که پیام محبت را به عاشقان میرساند. شاعر از وجود یک نیروی معنوی صحبت میکند که او را به سوی خود میکشاند و هر حرف او را همچون آتشی در دل مینشاند. همچنین، شاعر خود را در حالتی بیدست و پا میبیند که تحت تأثیر این عشق است و به نوعی در بازی چوگان زلف معشوق گرفتار شده. او به صفتی از شمس دین تبریزی اشاره میکند و بر این باور است که در حضور او، هیچ دردی در این دو عالم باقی نمیماند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
