

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۸۵۶
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵۶
برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
دل را ز خواب برکن هنگام رفتن آمد
تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری
ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن آمد
رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته
کز ثقل و از گرانی چون تل خرمن آمد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر به بیان بیداری و آگاهی از واقعیت میپردازد، دعوت میکند تا از خواب غفلت بیرون بیاییم و روز روشن را ببینیم. او از شنیدن پیام عشق و ضرورت عمل میگوید و هشدار میدهد که ممکن است فرصتی برای درک عشق از دست برود. همچنین، با اشاره به خوشهچینان، به اهمیت بهرهبرداری از فرصتها و محصولاتی که در نتیجه تلاش ایجاد شده، اشاره میکند و به خواننده یادآوری میکند که نباید در جا بزند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
