

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۱۲
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۲
نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
که سخت دست درازند بسته پات کنند
نگفتمت که بدان سوی دام در دامست
چو درفتادی در دام کی رهات کنند
نگفتمت به خرابات طرفه مستانند
که عقل را هدف تیر ترهات کنند
چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند
به هر پیاده شهی را به طرح مات کنند
بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند
کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل بهWarning به نگهداری از دل و جان میپردازد و توصیه میکند که فرد از محیطهای خطرناک و دستاندازان دوری کند. او به مخاطب هشدار میدهد که در دامهایی که دیگران میتدارند گرفتار نشود و عقل نخواهد داشت. همچنین از فریبهایی که در کمال و دانش وجود دارد، پرهیز کند، زیرا ممکن است او را به چالشهای جدی بکشاند. شاعر تأکید میکند که در دنیای پرهرج و مرج، ذهن و تصورات ظاهری انسان میتواند فریب بخورد و به خاطر منافع دیگران، قربانی شود. در نهایت، او سرنوشت را به عنوان یک موضوع نگرانکننده میداند و از مخاطب میخواهد که در برابر این فتنهها سکوت کند و احتیاط کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
