

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۴۴
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۴
به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید
حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید
اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد
ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید
ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند
رها کند سر چشمه حدیث پا گوید
که پاره پاره به تدریج ذره که گردد
فنا شود که اگر تند و بر ولا گوید
کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف
دوان دوان شود آن دم که او بیا گوید
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی صحبت میکند و نوای عشق را به باغ بلبل تشبیه میکند. او از رنگ رخ محبوب سخن میگوید و میپرسد که چرا گلها از عشق سخن نمیگویند. با اشاره به غیرت عشق، بیان میکند که سرشکسته و پاره پاره در حضور عشق، به تدریج محو میشود. وقتی که عشق به فرد نزدیک میشود، انسان به شوری در میآید و به صدا درمیآید. در نهایت، شاعر اشاره میکند که در دایره عشق، به مانند گلی خاموش، باید بگذاریم بلبل عشق از ما ستایش کند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
