

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۵
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا
چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا
چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید
چه پنهان و چه پنهان و چه پیداست خدایا
زهی ماه زهی ماه زهی بادهٔ همراه
که جان را و جهان را بیاراست خدایا
زهی شور زهی شور که انگیخته عالم
زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا
فروریخت فروریخت شهنشاه سواران
زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به وصف عشق و زیباییهای آن میپردازد و شوق و حرارت این احساس را به تصویر میکشد. شاعر از گرمای عشق همچون خورشید سخن میگوید و به تأثیر عمیق آن بر جان و جهان اشاره میکند. او همچنین از شور و انگیزشهایی که عشق در عالم ایجاد میکند، یاد میکند و در عین حال به تنگناها و محدودیتهای زندگی اشاره دارد. با بیان کنایهآمیز به دامی اشاره میکند که در آن گرفتار شدهایم و در نهایت به غیبت و پنهانی که در زندگی بشر وجود دارد، تأکید میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
