

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۶۷
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶۷
رسم نو بین که شهریار نهاد
قبله مان سوی شهر یار نهاد
نقد عشاق را عیار نبود
او ز کان کرم عیار نهاد
گل صدبرگ برگ عیش بساخت
روی سوی بنفشه زار نهاد
هر که را چون بنفشه دید دوتا
کرد یکتا و در شمار نهاد
بی دلان را چو دل گرفت به بر
سرکشان را چو سر خمار نهاد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به توصیف و ستایش از شهریار و عشق میپردازد. شاعر از قدرت محبت و تأثیر آن بر دلها سخن میگوید و مردم را به سوی پرستش عشق میخواند. در این غزل، از زیباییها و جذابیتهای عاشقانه، همچون گل و بنفشه، و همچنین از غم و اشتیاق در انتظار محبوب یاد میشود. عشق و رحمت خداوند به عاشقان در این متن مشهود است و شاعر به بیان درد و شوق عشق و ارتباطش با شمس تبریزی میپردازد. در نهایت، حضور شمس به عنوان منبع نور و روشنی برای عاشقان مطرح میشود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
