

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۸
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸
ای از نظرت مست شده اسم و مسمّا
ای یوسف جان گشته ز لبهات شکرخا
ما را چه از آن قصّه که گاو آمد و خر رفت؟
هین وقت لطیف است از آن عربده بازآ
ای شاه تو شاهی کن و آراستهکن بزم
ای جان ولیِ نعمت هر وامق و عذرا
هم دایه جانهایی و هم جوی می و شیر
هم جنّت فردوسی و هم سدره خضرا
جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم
گویند خسیسان که محالست و علالا
خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی
تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا
