

دیوان شمس
غزل شمارهٔ ۹۸۳
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۸۳
هر کی در ذوقِ عشق دنگ آمد
نیک فارغ ز نام و ننگ آمد
نشود بند گفت و گوی جهان
شیرگیری که چون پلنگ آمد
شیشهٔ عشق را فراغتهاست
گر بر او صد هزار سنگ آمد
نام و ناموس کی شود مانع؟
چونکه آن دلربای شنگ آمد
صد هزاران چو آسمان و زمین
پیش جولانِ عشق تنگ آمد
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شعر به بیان جاذبه و قدرت عشق میپردازد و تأکید میکند که عشق فراتر از نام و ننگ است. هر کسی که در دایره عشق قرار گیرد، از مباحث دنیوی رها میشود و هیچ مانعی نمیتواند عشق او را تحت تأثیر قرار دهد. شاعر به عظمت عشق اشاره میکند و میگوید که حتی قدرتمندترین افراد نیز در برابر قدرت عشق ضعیف هستند. در نهایت، شمس تبریز را به عنوان نماد عشق معرفی میکند و میگوید که هرکس بدون او باشد، به نوعی در ارتباط با عشق ناتوان و ضعیف است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
