

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت
از حلقهٔ گوش او چنین پندارم
کانجا که زر است گوش میباید داشت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تجربهای اشاره میکند که شخصی به امید داشتن زر و ثروت نزد او آمد، اما با مشاهده فقدان آن، وفایش را ترک کرد. او میگوید که به نظر میرسد دوستی و وفا نیز همچون زر، به کسانی تعلق دارد که واقعاً ارزش آن را میدانند و گوش فرادادهاند. در نهایت، این شعر از اهمیت وفاداری و ارزش انسانی در روابط صحبت میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
