

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۶۰
ای دل چو به هر خسی نشینی چه کنم؟
وز باغ، مدام گل نچینی چه کنم؟
عالم همه از جمال او روشن شد
تو دیده نداری که ببینی چه کنم؟
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به دل خود میگوید که اگر در میان خسیسها زندگی کند و نتواند از زیباییها بهرهمند شود، چه باید کرد. او lament میکند که در دنیایی که پر از زیبایی و نور الهی است، دلش نمیتواند آن را ببیند و از این وضعیت ناراحت است. در نهایت، او ناامیدی خود را از عدم توانایی دل در درک جمال الهی بیان میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
