

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۴۰
رفتی و ز رفتن تو من خون گریم
وز غصهٔ افزون تو افزون گریم
نی خود چو تو رفتی ز پی ات دیده برفت
چون دیده برفت بعد از او چون گریم
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از جدایی معشوقش غمگین است و عمیقاً به یادت او گریه میکند. او احساس میکند که با رفتن معشوق، دلیلی برای زندگی ندارد و نمیداند چگونه باید با این فقدان کنار بیاید. شاعر به شدت تحت تأثیر این جای خالی و غمانگیزی قرار دارد و تصور میکند اگر چشمهایش را هم از دست بدهد، ادامه زندگی برایش غیرممکن خواهد بود.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
