

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۳
دوش آنچه برفت در میان تو و من
نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
روزیکه سفر کنم ازین کهنه وطن
افسانه کند از آن شکنهای کفن
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به عواطف و احساسات خود نسبت به رابطهای که بین او و معشوقش وجود دارد اشاره میکند. او میگوید که آنچه که بین آنها گذشت، نه قابل نوشتن است و نه گفتن. در نهایت، او از سفری سخن میگوید که به زادگاه قدیمیاش خواهد برد و به تأمل در یادگارهای آن رابطه میپردازد. این یادگاری به شکل افسانهای در یاد او باقی خواهد ماند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
