

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۷۴
دوشست دیدم یار جدائی جویان
با من به جفا و کین جدا شو گریان
امروز چنانم که جدا گشته ز جان
رخسارهٔ خود به خون فرقت شویان
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از احساس شدید جدایی و غم ناشی از فراق یار سخن میگوید. او در لحظهای در ناامیدی و یأس به سر میبرد و جدایی را به گونهای عمیق تجربه میکند که گویا از جانش جدا شده است. غم و اندوه او به حدی است که چهرهاش به خون فرقت آغشته شده است و این احساسات دردناک، او را از درون میآزارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
