

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۶۲
ای نور دل و دیده و جانم چونی
وی آرزوی هر دو جهانم چونی
من بیلب لعل تو چنانم که مپرس
تو بیرخ زرد من ندانم چونی
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به معشوق خود مینگرد و از او میپرسد که حالش چگونه است. او خود را بیلب لعل معشوق بیخبر میداند و میگوید بدون دیدن او در حالتی بغرنج و ناامید است. در عین حال، او معشوق را نور دل و جان خود توصیف کرده و به زیبایی و آرزوی وجودش اشاره میکند.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
