

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۳۱
چشم مستت ز عادت خماری
افغان که نهاد رسم تنها خواری
چون می مددیست این بخیلیت چراست
می می نخوری و شیره میافشاری
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از چشم مست و حال خراب محبوب سخن میگوید و از عادت آن به خماری و تنهایی گلهمند است. او از محبوب میپرسد که چرا با وجود این که شراب مینوشد، هنوز در حال بخل و خودداری است. احساس ناکامی و حسرت بر عدم دسترسی به محبت و شادابی در این شعر به خوبی نمایان است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
