

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۲۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۶
باران به سر گرم دلی بر میریخت
بسیار چو ریخت، جست در خانه گریخت
پر میزد خوش بطی که آن بر من ریز
کاین جان مرا خدای از آب انگیخت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از بارانی سخن میگوید که بر دل شاداب او میبارد و احساساتش را زنده میکند. او خود را در وضعیتی میبیند که در حالی که باران میبارد، مانند پرندهای خوشپرواز در شگفتی و شادی غوطهور شده است. همچنین، شاعر به قدرت خالق اشاره میکند که جانش را از آب حیات و زندگی میبخشد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
