

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۲۳۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۳۱
با شب میگو که روز ما را شب نیست
در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست
عشق آن بحریست کش کران ولب نیست
بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به توصیف عشق و ویژگیهای آن میپردازد. او بیان میکند که در دنیای عشق، زمان و شب و روز اهمیتی ندارند و عشق یک دریا بیکرانه است که هیچ لباسی برای آن نمیتوان یافت. در اینجا، انسانها در مواجهه با عمق عشق غرق میشوند و در عین حال، ناله و فریاد انسانی در این حالت وجود ندارد، نشاندهندهی عمیق بودن تجربیات عاشقانه و بیکلام بودن آنهاست.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
