

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۶۰
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۰
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد از دوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامیست ز من بر من و، باقی همه اوست
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به تجلی عشق میپردازد و آن را به عنوان نیرویی جاری در وجودش تشبیه میکند. عشق باعث شده که او از همه چیز تهی شود و تنها از وجود دوست پر شود. او بیان میکند که تمامی اجزای وجودش به نام دوست میباشد و باقی چیزها هیچگونه ارزشی برای او ندارند. عشق، در واقع، تمام ویژگیهای او را تحت تأثیر قرار داده است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
