

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۶۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۱
عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت
گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر از ورود عشق به قلبش سخن میگوید و این که چگونه پس از مدتی شادی به او بخشید و در دلش جا گرفت. اما عشق به طور ناگهانی رفت و شاعر در تلاش است تا او را به ماندن قانع کند. با این حال، عشق باز هم فرار کرد و حال او اکنون فقط یاد آن عشق را در دل دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
