

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۷۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷۱
گر باد بر آن زلف پریشان زندت
مه طال بقا از بن دندان زندت
ای ناصح من ز خود برآئی و ز نصح
گر زانچه دلم چشیده بر جان زندت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به زیبایی و جذابیت محبوبش اشاره میکند و از آن به عنوان عاملی برای تأثیرگذاری عمیق بر قلب و جانش یاد میکند. او با زبان استعاری به ضعف عاشقانهاش در برابر زیبایی زلف معشوق میپردازد و همچنین به نصیحتگری خود انتقاد میکند. در نهایت، شاعر بیان میدارد که تجربههای واقعی عشق و دلدادگی را نمیتوان با نصیحت به درستی فهمید.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
