

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۳۸۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۶
گفتم چشمم که هست خاک کویت
پرآب مدار بیرخ نیکویت
گفتا که نه بس بود که در دولت من
از من همه عمر باشد آب رویت
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی به عشق و زیبایی معشوق میاندیشد. او به چشم خود اشاره میکند که بدون دیدن چهره معشوق نمیتواند زندگی کند. معشوق پاسخ میدهد که زیبایی و وصل او به حدی است که حتی یاد او به تنهایی برای سیراب کردن دل و روح شاعر کافی است. این گفتوگو به عمیق بودن ارتباط عاطفی و روحانی میان عاشق و معشوق اشاره دارد.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
