

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۵۱۱
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۱۱
از آتش سودای توام تابی بود
در جوی دل از صحبت تو آبی بود
آن آب سراب بود و آن آتش برف
بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: در این رباعی، شاعر از شدت عشق و شور و شوقی که نسبت به محبوب خود دارد، سخن میگوید. او به تصورات و خیالاتی اشاره میکند که در آن آتش عشق را احساس میکند، ولی به زودی درمییابد که آن احساسات در واقع سرابی بیش نبوده و حقیقتی ندارند. در نهایت، شاعر این احساس را چون خوابی میداند که به زودی از بین خواهد رفت.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
