

رباعیات
رباعی شمارهٔ ۹۴۶
مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۴۶
بازی بودم پریده از عالم راز
تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز
اینجا چه نیافتم کسی را دمساز
زان در که بیامدم برون رفتم باز
پس از شعر
تحلیل هوش مصنوعی
هوش مصنوعی: شاعر در این رباعی از حالتی میگوید که از عالم راز و اسرار خارج شده و به دنیای مشخص و ملموس آمده است. او به تنهایی و بیهمزبانی خود اشاره میکند و بیان میکند که نتوانسته کسی را بیابد که همراز و همدلش باشد. در نهایت، احساس میکند که با ورود به این دنیا، به نوعی از حالت خود خارج شده و دوباره به جایی که از آن آمده بازگشته است.
این بخش بهصورت خودکار تولید شده است و ممکن است در برداشت یا تفسیر شعر خطا داشته باشد.
