مجموعه
مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد
چونک خرگوش از رهایی شاد گشت
جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش
پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید
هین به مُلکِ نوبتی شادی مکن
تفسیر رجعنا من الجهاد الاصغر الیالجهاد الاکبر
ای شهان کُشتیم ما خصم برون
آمدن رسول روم تا امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه و دیدن او کرامات عمر را رضیالله عنه
تا عمر آمد ز قیصر یک رسول
یافتن رسول روم امیرالمؤمنین عمر را رضیالله عنه خفته به زیر درخت
آمد او آنجا و از دور ایستاد
سوال کردن رسول روم از امیرالمؤمنین عمر رضیالله عنه
مرد گفتش کای امیرالمؤمنین
اضافت کردن آدم علیهالسلام آن زلت را به خویشتن کی ربنا ظلمنا و اضافت کردن ابلیس گناه خود…
کَردِ حق و کَردِ ما هر دو ببین
تفسیر و هو معکم اینما کنتم
بار دیگر ما به قصه آمدیم
سؤال کردن رسول روم از عمر رضیالله عنه از سبب ابتلای ارواح با این آب و گل جسم
گفت یا عمر چه حکمت بود و سِر
در معنی آنک من اراد ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف
آن رسول از خود بشد زین یک دو جام
قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت
بود بازرگان و او را طوطیی
صفت اجنحهٔ طیور عقول الهی
قصهٔ طوطی جان زین سان بود
دیدن خواجه طوطیان هندوستان را در دشت و پیغام رسانیدن از آن طوطی
چونک تا اقصای هندستان رسید
تفسیر قول فریدالدین عطار قدس الله روحه تو صاحب نفسی ای غافل میان خاک خون میخور که…
صاحب دل را ندارد آن زیان
تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا
ساحران در عهد فرعون لعین
باز گفتن بازرگان با طوطی آنچ دید از طوطیان هندوستان
کرد بازرگان تجارت را تمام
شنیدن آن طوطی حرکت آن طوطیان و مردن آن طوطی در قفص و نوحهٔ خواجه بر وی
چون شنید آن مرغ کان طوطی چه کرد
تفسیر قول حکیم: به هرچ از راه وا مانی، چه کفر آن حرف و چه ایمان، به هرچ از دوست دور افتی،…
جمله عالم زان غیور آمد که حق
رجوع به حکایت خواجهٔ تاجر
بس دراز است این، حدیث خواجه گو
برون انداختن مرد تاجر طوطی را از قفس و پریدن طوطی مرده
بعد از آنَش از قفس بیرون فکند
وداع کردن طوطی خواجه را و پریدن
یک دو پندش داد طوطی، بینفاق
مضرت تعظیم خلق و انگشتنمای شدن
تن قفسشکل است، تن شد خار جان
تفسیر ما شاء الله کان
این همه گفتیم لیک اندر بسیچ
صفحه ۴ از ۸