مجموعه
متهم کردن آن شیخ را با دزدان وبریدن دستش را
بیست از دزدان بدند آنجا و بیش
کرامات شیخ اقطع و زنبیل بافتن او به دو دست
در عریش او را یکی زایر بیافت
سبب جرأت ساحران فرعون بر قطع دست و پا
ساحران را نه که فرعون لعین
حکایت استر پیش شتر کی من بسیار در رو میافتم و تو نمیافتی الا به نادر
گفت استر با شتر کای خوش رفیق
اجتماع اجزای خر عزیر علیه السلام بعد از پوسیدن باذن الله و درهم مرکب شدن پیش چشم عزیر…
هین عزیرا در نگر اندر خرت
جزع ناکردن شیخی بر مرگ فرزندان خود
بود شیخی رهنمایی پیش ازین
عذر گفتن شیخ بهر ناگریستن بر فرزندان
شیخ گفت او را مپندار ای رفیق
قصهٔ خواندن شیخ ضریر مصحف را در رو و بینا شدن وقت قرائت
دید در ایام آن شیخ فقیر
صبرکردن لقمان چون دید کی داود حلقهها میساخت از سوال کردن با این نیت کی صبر از سوال موجب…
رفت لقمان سوی داود صفا
بقیهٔ حکایت نابینا و مصحف
مرد مهمان صبرکرد و ناگهان
صفت بعضی اولیا کی راضیاند بهاحکام و لابه نکنند کی این حکم را بگردان
بشنو اکنون قصهٔ آن رهروان
سؤال کردن بهلول آن درویش را
گفت بهلول آن یکی درویش را
قصهٔ دقوقی رحمة الله علیه و کراماتش
آن دقوقی داشت خوش دیباجهای
بازگشتن به قصهٔ دقوقی
مر علی را در مثالی شیر خواند
سِرِّ طلب کردن موسی خضر را علیهماالسلام با کمال نبوت و قربت
از کلیم حق بیاموز ای کریم
آن دقوقی رحمة الله علیه
نمودن مثال هفت شمع سوی ساحل
هفت شمع از دور دیدم ناگهان
شدن آن هفت شمع بر مثال یک شمع
باز میدیدم که میشد هفت، یک
نمودن آن شمعها در نظر هفت مرد
هفت شمع اندر نظر شد هفت مَرد
باز شدن آن شمعها هفت درخت
باز هر یک مرد شد شکل درخت
مخفی بودن آن درختان از چشم خلق
این عجبتر که بریشان میگذشت
یک درخت شدن آن هفت درخت
گفت راندم پیشتر من نیکبخت
هفت مرد شدن آن هفت درخت
بعد دیری گشت آنها هفت مرد
پیش رفتن دقوقی رحمة الله علیه به امامت
این سخن پایان ندارد تیز دو
صفحه ۴ از ۱۰