مجموعه
سرآغاز
بشنو این نی چون شکایت میکند
عاشق شدن پادشاه بر کنیزک رنجور و تدبیر کردن در صحت او
بشنوید ای دوستان این داستان
ظاهر شدن عجز حکیمان از معالجهٔ کنیزک و روی آوردن پادشاه به درگاه اله و در خواب دیدن او…
شه چو عجز آن حکیمان را بدید
از خداوند ولیّ التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای…
از خدا جوییم توفیق ادب
ملاقات پادشاه با آن ولی که در خوابش نمودند
دست بگشاد و کنارانش گرفت
بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند
قصهٔ رنجور و رنجوری بخواند
خلوت طلبیدن آن ولی از پادشاه جهت دریافتن رنج کنیزک
گفت ای شه خلوتی کن خانه را
دریافتن آن ولی رنج را و عرض کردن رنج او را پیش پادشاه
بعد از آن برخاست و عزم شاه کرد
فرستادن پادشاه رسولان به سمرقند به آوردن زرگر
شه فرستاد آن طرف یک دو رسول
بیان آنک کشتن و زهر دادن مرد زرگر به اشارت الهی بود نه به هوای نفس و تأمّل فاسد
کُشتن آن مرد بَر دست حکیم
حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
بود بقّالی و وی را طوطیی
داستان آن پادشاه جهود کی نصرانیان را میکشت از بهر تعصب
بود شاهی در جُهودان ظلمساز
آموختن وزیر مکر پادشاه را
او وزیری داشت گَبْر و عِشوِه دِه
تلبیس وزیر با نصاری
پس بگویم من به سِر نصرانیم
قبول کردن نصاری مکر وزیر را
صد هزاران مرد ترسا سوی او
متابعت نصاری وزیر را
دل بدو دادند ترسایان تمام
قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را
گفت لیلی را خلیفه، کان توی؟
بیان حسد وزیر
آن وزیرک از حسد بودش نژاد
فهم کردن حاذقان نصاری مکر وزیر را
هر که صاحبذوق بود، از گفتِ او
پیغام شاه پنهان با وزیر
در میانِ شاه و او پیغامها
بیان دوازده سبط از نصاری
قوم عیسی را بُد اندر دار و گیر
تخلیط وزیر در احکام انجیل
ساخت طوماری به نام هر یکی
در بیان آنک این اختلافات در صورت روش است نی در حقیقت راه
او ز یک رنگیّ عیسی بو نداشت
بیان خسارت وزیر درین مکر
همچو شه نادان و غافل بد وزیر
صفحه ۱ از ۸