مجموعه
مکر دیگر انگیختن وزیر در اضلال قوم
مکر دیگر آن وزیر از خود ببست
دفع گفتن وزیر مریدان را
گفت هان ای سُخرگانِ گفت و گو
مکر کردن مریدان کی خلوت را بشکن
جمله گفتند ای حکیمِ رخنهجو
جواب گفتن وزیر کی خلوت را نمیشکنم
گفت حجتهای خود کوته کنید
اعتراض مریدان در خلوت وزیر
جمله گفتند ای وزیر انکار نیست
نومید کردن وزیر مریدان را از رفض خلوت
آن وزیر از اندرون آواز داد
ولی عهد ساختن وزیر هر یک امیر را جداجدا
وانگهانی آن امیران را بخواند
کشتن وزیر خویشتن را در خلوت
بعد از آن چل روز دیگر در ببست
طلب کردن امت عیسی علیهالسلام از امرا کی ولی عهد از شما کدامست
بعد ماهی خلق گفتند ای مهان
منازعت امرا در ولی عهدی
یک امیری زان امیران پیش رفت
تعظیم نعت مصطفی صلی الله علیه و سلم کی مذکور بود در انجیل
بود در انجیل نام مُصطفی
حکایت پادشاه جهود دیگر کی در هلاک دین عیسی سعی نمود
یک شه دیگر ز نسل آن جُهود
آتش کردن پادشاه جهود و بت نهادن پهلوی آتش کی هر که این بت را سجود کند از آتش برست
آن جهودِ سَگ ببین چه راٰی کرد
به سخن آمدن طفل درمیان آتش و تحریض کردن خلق را در افتادن بآتش
یک زنی با طفل آورد آن جهود
کژ ماندن دهان آن مرد کی نام محمّد را صلیالله علیه و سلّم بتَسخر خواند
آن دهان کژ کرد و از تَسخر بخواند
عتاب کردن آتش را آن پادشاه جهود
رو به آتش کرد شه «کِای تُندخو
طنز و انکار کردن پادشاه جهود و قبول ناکردن نصیحت خاصان خویش
این عجایب دید آن شاه جهود
بیان توکّل و ترک جهد گفتن نخچیران به شیر
طایفهٔ نخچیر دَر وادی خوش
جواب گفتن شیر نخچیران را و فایدهٔ جهد گفتن
گفت آری گر وفا بینم نه مکر
ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر جهد و اکتساب
جمله گفتند ای حکیم با خبر
ترجیح نهادن شیر جهد و اکتساب را بر توکّل و تسلیم
گفت آری گر توکّل رهبرست
ترجیح نهادن نخچیران توکّل را بر اجتهاد
قوم گفتندش که کسب از ضعف خلق
ترجیح نهادن شیر جهد را بر توکّل
گفت شیر آری ولی ربُّ العباد
باز ترجیح نهادن نخچیران توکل را بر جهد
جمله با وی بانگها بر داشتند
صفحه ۲ از ۸