هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
کیوان گردی چو گرد مردان گردی
لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی
مادام که در راه هوا و هوسی
ما را ز هوای خویش دف زن کردی
مانندهٔ گل ز اصل خندان زادی
ماه آمد پیش او که تو جان منی
مائیم در این زمان زمین پیمائی
مائیم و هوای روی شاهنشاهی
مردی که فلک رخنه کند از دردی
مرغان ز قفس قفس ز مرغان خالی
مست است خبر از تو و یا خود خبری
من با تو چنین سوخته خرمن تا کی
من بادم و تو برگ نلرزی چکنی
من بیدلم ای نگار و تو دلداری
من پیر فنا بدم جوانم کردی
من جان تو نیستم مگو جان غلطی
من جمله خطا کنم صوابم تو بسی
من خشک لب ار با تو دم تر زدمی
من دوش به خواب در بدیدم قمری
من دوش به کاسهٔ رباب سحری
من ذره بدم ز کوه بیشم کردی
من من نیم و اگر دمی من منمی
مه دوش به بالین تو آمد به سرای
مهمان دو دیده شد خیالت گذری
صفحه ۸۲ از ۸۴