مجموعه
خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب
دانیکه چه میگوید این بانگ رباب؟
در چشم آمد خیال آن دُر خوشاب
دل در هوس تو چون ربابست رباب
ساقی در ده برای دیدار صواب
سبحانالله من و تو ای در خوشاب
شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب
شب گشت درین سینه چه سوز است عجب
علمی که تو را گره گشاید بطلب
گر آب حیات خوشگواری ای خواب
گرم آمد عاشقانه و چست شتاب
گر میخواهی بقا و پیروز مخسب
مستند مجردان اسرار امشب
هستم به وصال دوست دلشاد امشب
یارب یارب به حق تسبیح رباب
یاری کن و یار باش ای یار مخسب
آب حیوان در آب و گل پیدا نیست
آری صنما بهانه خود کم بودت
آسوده کسی که در کم و بیشی نیست
آمد بر من چو در کفم زر پنداشت
آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست
آن بت که جمال و زینت مجلس ماست
آن پیش روی که جان او پیش صف است
آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
صفحه ۵ از ۸۴