هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من
کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من
سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من
بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون
آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن
بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این
ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین
هست ما را هر زمانی از نگار راستین
هر صبوحی ارغنونها را برنجان همچنین
عیشهاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان
ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان
سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن
هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن
ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن
روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن
آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن
نوبهارا جان مایی جانها را تازه کن
یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من
پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من
شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین
در میان ظلمت جان تو نور چیست آن
جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان
ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان
صفحه ۸۲ از ۱۳۵