هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
صلا ای صوفیان کامروز باری
به تن این جا به باطن در چه کاری
مبارک باد بر ما این عروسی
خبر واده کز این دنیای فانی
برفتیم ای عقیق لامکانی
خوشی آخر بگو ای یار چونی
بر من نیستی یارا کجایی
دلا در روزه مهمان خدایی
سؤالی دارم ای خواجه خدایی
هلا ای آب حیوان از نوایی
بیاموز از پیمبر کیمیایی
سبک بنواز ای مطرب ربابی
سلام علیک ای مقصود هستی
اگر خورشید جاویدان نگشتی
ز ما برگشتی و با گل فتادی
چنین باشد چنین گوید منادی
کجا شد عهد و پیمان را چه کردی
به بخت و طالع ما ای افندی
نگارا تو گلی یا جمله قندی
شنودم من که چاکر را ستودی
دگرباره شه ساقی رسیدی
اگر یار مرا از من برآری
صفحه ۱۱۲ از ۱۳۵