هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
هم ایثار کردی هم ایثار گفتی
الا میر خوبان هلا تا نرنجی
به حیلت تو خواهی که در را ببندی
چو عشقش برآرد سر از بیقراری
بتا گر مرا تو ببینی ندانی
گل سرخ دیدم شدم زعفرانی
عجیبالعجایب توی در کیایی
تو هر چند صدری شه مجلسی
رضیت بما قسمالله لی
تماشا مرو نک تماشا توی
الا هات حمرا کالعندم
خواهیم یارا کامشب نخسپی
حدی نداری در خوش لقایی
تو جان مایی، ماه سمایی
با چرخ گردان تیره هوایی
خواهی ز جنون بویی ببری
سلطان منی سلطان منی
آن به که مرا تمکین نکنی
صنما خرگه توم که بسازی و برکنی
صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری
ای خجل از تو شکر و آزادی
حکم نو کن که شاه دورانی
مستی و عاشقانه میگویی
بحر ما را کنار بایستی
صفحه ۱۳۱ از ۱۳۵