هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
آوخ آوخ چو من وفاداری
ای دلزار محنت و بلا داری
ساقیا ساقیا روا داری
تا شدستی امیر چوگانی
مستم از بادههای پنهانی
من مرید توَم مراد توی
چند اندر میان غوغایی
گرچه تو نیم شب رسیدستی
ز اول بامداد سر مستی
ز اول بامداد سرمستی
در غم یار یار بایستی
در غم یار، یار بایستی
آنکه چون ابر خواند کف ترا
رو، مسلم تراست بیکاری
زندگانی مجلس سامی
جان جانی و جان صد جانی
خامشی ناطقی مگر جانی
ای که مستک شدی و میگویی
عشق در کفر کرد اظهاری
مست و خوشی باده کجا خوردهای؟
جان و جهان! دوش کجا بودهای؟
ای دل سرمست، کجا میپری؟
از مه من مست دو صد مشتری
یا مَلِکَ الْمَغْرِبِ وَالْمَشْرِقِی
صفحه ۱۳۲ از ۱۳۵