هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم
رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم
اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم
اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام
قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم
ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم
فان وفق الله الکریم وصالکم
علی اهل نجد الثنا و سلام
بیا بیا دلدار من دلدار من
دزدیده چون جان میروی اندر میانِ جانِ من
گر آخر آمد عشق تو گردد ز اولها فزون
تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
ای عاشقان! ای عاشقان! هنگام کوچ است از جهان
دلدار من در باغ دی میگشت و میگفت ای چمن
بویی همیآید مرا، مانا که باشد یار من
این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این
این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین
ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن
دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
ای دل شکایتها مکن تا نشنود دلدار من
ای یار من، ای یار من، ای یار بیزنهار من
در غیب پر، این سو مپر ای طایر چالاک من
هذا رشاد الکافرین هذا جزاء الصابرین
صفحه ۷۵ از ۱۳۵