هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته
آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه
ای دلبر بیصورت صورتگر ساده
ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده
این کیست چنین مست ز خمار رسیده
ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
رندان همه جمعند در این دیر مغانه
این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده
هلا ساقی بیا ساغر مرا ده
بیا دل بر دل پردرد من نه
ایا گم گشتگان راه و بیراه
چنین میزن دو دستک تا سحرگاه
سماع آمد هلا ای یار برجه
خدایا مطربان را انگبین ده
ایا خورشید بر گردون سواره
مبارک باد آمد ماه روزه
چو بیگاه است و باران خانه خانه
مکن راز مرا ای جان فسانه
خدایا رحمت خود را به من ده
فریاد ز یار خشم کرده
ای دیده راست راست دیده
آمد مه و لشکر ستاره
دیدی که چه کرد آن یگانه
یک جام ز صد هزار جان به
صفحه ۹۸ از ۱۳۵