هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
من طربم طرب منم زهره زند نوای من
هر کِی ز حور پرسدت، رخ بنما که «همچنین»
دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکن
باز نگار می کشد چون شتران مهار من
گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من
تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من
رازِ تو فاش میکنم صبر نماند بیش از این
مانده شدهست گوش من از پی انتظار آن
آمدهام به عذر تو ای طرب و قرار جان
عید نمای عید را ای تو هلال عید من
گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من
باز بهار می کشد زندگی از بهار من
یا رب من بدانمیچیست مراد یار من
چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
واقعهای بدیدهام لایق لطف و آفرین
مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین
تا چه خیال بستهای ای بت بدگمان من
چهره شرمگین تو بستد شرمگان من
دوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکن
مرا در دل همیآید که من دل را کنم قربان
عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان
حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن
خرامان میروی در دل، چراغافروز جان و تن
چه باشد پیشه عاشق به جز دیوانگی کردن
صفحه ۷۷ از ۱۳۵