هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم
چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم
اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم
به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام
سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
به گوش من برسانید هجر تلخ پیام
به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم
بیار باده که اندر خمار خمارم
به گوشهای بروم گوش آن قدح گیرم
زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم
خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم
به کوی عشق تو من نامدم که بازروم
ببسته است پری نهانیی پایم
اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم
بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
فضول گشتهام امروز جنگ میجویم
بر آن شدهست دلم کآتشی بگیرانم
اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم
می گریزد از ما و ما قوامش داریم
گه چرخ زنان همچون فلکم
تلخی نکند شیرینذقنم
تشنهٔ خویش کن مده آبم
کون خر را نظام دین گفتم
صفحه ۷۳ از ۱۳۵