هفت دفتر
در حال ورق زدن دفتر...
مجموعه
طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد
من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد
میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید
یا شبه الطیف لی انت قریب بعید
اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود
حکم البین بموتی و عمد
ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر
آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر
رو چشم جان را برگشا در بیدلان اندرنگر
ما را خدا از بهر چه آورد بهر شور و شر
ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر
گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
دی سحری بر گذری گفت مرا یار
اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور
مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر
مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر
گرچه نه به دریاییم دانه گهریم آخر
یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر
ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر
جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر
نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر
جان من و جان تو بستست به همدیگر
تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
صفحه ۴۳ از ۱۳۵